جای خالی من

نه به خاک در بسودم؛ نه به سنگش آزمودم...... به کجا برم سری را ؛ که نکرده ام فدایت؟!

جای خالی من

نه به خاک در بسودم؛ نه به سنگش آزمودم...... به کجا برم سری را ؛ که نکرده ام فدایت؟!

قلبی الیک من الاشواق محترق..
ودمع عینی من الاماق مندفق
الشوق یحرقنی والدمع یغرقنی
فهل رایت غریقا وهو محترق..!

اینجا ؛ آن جای خالی ای نیست که سر در کلبه درویشی ام نوشته ام...اینجا ؛ جاییست که می نویسم تا بفهمم که چه شد که جای من ؛ آنجا (فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر...) خالی شد!
می نویسم که چقدر جاهای زیادی جای من خالی بود و کسی نفهمید...اما جایی که خدا گفت بیا اینجا جایت خالیست...نرفتم!
یاعلی

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب

۲ مطلب در آذر ۱۳۹۱ ثبت شده است

۱۳
آذر

خود را به تمامی برقلب من افکند...

پ .ن:دستم راگرفت وباشتاب مرابرد وبرد وبرد...لایه به لایه عبورکردیم!!ناگهان ایستادم,

ترسیدم!...

 

روکردم به خدا گفتم :برم؟
.

.

گفت :برو!!!

  • درویش بی ریش!
۰۹
آذر

خدایا

اگر اجازه دهی می خواهم پیاده شوم!

سرعت دنیا زیادی زیاد است!

سرم دارد گیج می رود و همین مقدار هم یارای نوشتن نیست!

اجازه می دهی؟...

  • درویش بی ریش!